چند پارتی درخواستیـ

چند پارتی درخواستیـ
ــــــــــــــ🧊💔ــــــــــــــ
وقتی باهات سرد میشه و روت دست بلند میکنه و پشیمون میشه.
ــــــــــــــ🧊💔ــــــــــــــ
پارتـ³
ویو جونگکوک:
به سمتش رفتم.
هیکلم روش سایه انداخته بود.

ــ ا/ت..؟

+ گمشو«گریه»(حد خودتوووو بدونننن)

ــ من....معذرت می‌خوام.

سرشو از رو زانوش برداشت و به بالا نگاه کرد.
رد قرمزیه دستم رو گونه اش مونده بود...

دستمو به سمت صورتش بردم که ا/ت دستمو پس زد.

+ من هنوز نبخشیدمت «اشکاشو پاک میکنه»

ــ پس ببخش.

+ نمیخوام...

ــ ترو خدا...ا/ت من بدون تو میمیرم.

چند ثانیه مکث کردم

_ تو کل زندگیمی...دخترمی...

+ باور نمیکنم.

رفتم کنارش نشستم،دستشو گرفتم و تو چشماش زل زدم.

ــ اگه نبخشی خودمو میکشم.«جدی»

+ چی نههعه

خندم گرفت و زدم زیر خنده.

ــ خخخخ ههههه

+ کوکیییی...«معترض»

ــ جونم؟

+ هیچی«کمی خجالت»

ــ آییی خدا بیا بغلم...

آروم تو آغوشم کشیدمش و بوسه ای به سرش زدم.

🤍THE END🤍
دیدگاه ها (۶)

پارت پایانی

سناریو مایکی پارت اخر

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ـــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریـ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط