سادات بزرگوار ببخشید...

سادات بزرگوار ببخشید...



در پیچ و خَم ِ غَم گذرش خورد به دیوار ،،، *

رفت اوج بگیرد که پرش خورد به دیوار !!! *

بودند ملائک همه در محضرش اما ،،، *

" ابلیس " لگد زد !!! کمرش خورد به دیوار ،،، *

تا خادمه را کرد صدایش همه با خود : *

گفتند که : لابد پسرش خورد به دیوار !!! *

لرزید مدینه به خود از ناله ء " زهرا " ،،، *

با او همه یِ دور و برش خورد به دیوار !!! *

میخواست که سیلی نخورد صورتش اما : *

یک مرتبه چرخید ،،، سرش خورد به دیوار ،،، *

با دست در آن کوچه به دنبال " علی " گشت ،،، *

انگار که با چشم تَرَش ،،، خورد به دیوار ... *

" ای کاش به جای تو مرا ،،، " روی لبش داشت : *

هرگاه که " حیدر " نظرش خورد به " دیوار " ،،، *

از عرش " خدا " نوحه گر ِ " فاطمه " گردید ،،، *

تا " دختر ِخیرالبشرش " خورد به دیوار .
دیدگاه ها (۴)

سادات ببخشندر پیچ و خَم ِ غَم گذرش خورد به دیوار ،،، *رفت او...

در پیچ و خم غم گذرش خورد به دیواررفت اوج بگیرد که پرش خورد ب...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 68✦....................

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 81✦.....

#فاطمیه#متن_را_با_احتیاط_بخوانید صداے #نفس هاے نامنظمش،سڪوت ...

#امام_زمان

آشنایی به گروه‌های اصلی مسیحیت و تفاوتهای آنها با یکدیگر. در...

🟢#پرسمان‌مهدوی ۴۳ آیا اعتقاد به ظهور امام زمان(عج) به معنای ...

هواللهم اجعلني من العارفين المتحررين من الخوف والرجاء.الهی،م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط