وقتی به خود آمدم که تمامِ من پر شده بود از تو!

وقتی به خود آمدم که تمامِ من پر شده بود از تو!
دیدگاه ها (۴)

چقدر دوس داشتنی هَستی وَقتی مالِ مَنی!

آن چشم ها پیش از آنکه نگاهی باشدتماشایی ست...

کدام سویی؟ بیا که دل زِ تنهایی به جان آمد..

آغوش های ســرد را شــب بخیرهایی گرم می ڪند ڪه هر شــب یڪ فنج...

و اما ناگهان به خودم امدم و دیدم رابطه مان تمام شد....:) 💔

من آمدم یار تو خانه نبودیشب آمدم باز تو خانه نبودی راستشه بگ...

و ناگهان نوبت تو میشود،و خداوند با دستانی پر از نور تمام نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط