انگورها

انگورها
رســـیدند
انارها آمدند
تابستاݩ رفټ
گندمها را چیدند
مݩ ماندم و و یڪ
بوسہ و وعـــده تـــو
بر سر خـــــرمــ ـ😔 ـ
🍃 💔 🍃
دیدگاه ها (۱)

💔 🍂 💔 🍂 💔 🍂 💔 🍂 💔 🍂 💔 🍂 💔 🍂 💔 💔 🍂 💔 🍂 💔 💔 😔 بہ پاییز میمانـ...

ﮔُﺬﺭﺍﻥِ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻣﻌﻤﻮﻻ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺍ...

زن اگر دلش عاشق نباشدانگار چیزی از وجودش کم استزن است دیگراح...

خـــ❣ ــدایـاهمین الان یهوییهر کسی هر مشکلی داره خودت بر طرف...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 درهجر تو درمان دل خسته ندانم زان پیش ...

در نیمه های شب پارت یازدهم ( فلش بک به زندگی زاندر)

در نیمه های شب پارت دهم(فلش بک بخشی از زندگی زاندر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط