یاد دارم در غروبی سرد سرد ، می گذشت از کوچه ما دوره گرد *

یاد دارم در غروبی سرد سرد ، می گذشت از کوچه ما دوره گرد * داد میزد کهنه قالی می خرم ، دست دوم جنس عالی می خرم * کاسه و ظرف سفالی می خرم ،گر نداری کوزه خالی می خرم* اشک در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهی کشید بغضش شکست* اول ماه است و نان در سفره نیست، ای خدا شکرت ; ولی این زندگیست؟* بوی نان تازه هوشش برده بود ، اتفاقا" مادرم هم روزه بود* خواهرم بی روسری بیرون دوید ، گفت آقا سفره خالی می خرید؟**
دیدگاه ها (۱)

یاد دارم در غروبی سرد-سرد...می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ما دوره گردداد می ز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،می گذشت ازکوچه ما دوره گرد،داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،میگذشت از کوچه ما دوره گرد،داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گرد ،داد ...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط