.یادت هست…؟!

.یادت هست…؟!
روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!
و من سکوت کردم…
دیدی …! جاده جایی نرفت…!
آن که رفت ، تو بودی
راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست
همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .
دیدگاه ها (۴)

پشت پنجره ی شب به تو می اندیشم در لحظات کشدار انتظار وقتی چ...

رج به رج می بافم خیالت رامیشود بیاییاین دوست داشتن رادور گرد...

چون نهالیسست می‌لرزدروحم از سرمای تنهایی ...#فروغ_فرخزاد•┈••...

یک امشب را به خوابم بیا!می‌خواهم برای یک بار هم که شده،خیابا...

کاش میتوانستم صدای تو را بنویسم ، سراسیمه و دلتنگ .. عزیزجان...

اولین روز که رفتیم برای ارتودنسی یادته؟ اولین روزی که رفتیم ...

هو البدیع.از بی‌وفایی‌های تو آزرده خاطر نیستمباشی، نباشی، را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط