دیشب وقتی بابام امد هم من هم مامانم رو برد بیمارستان مام

دیشب وقتی بابام امد هم من هم مامانم رو برد بیمارستان مامانم هم از من مریضی گرفت بود اون هم سرم زد من رو تخت داز کشیده بود خونه نمی تونستم از جام بلند شم با هزار بدبختی بلند شدم هم دستم و هم پاهام می لرزید چند بار هم افتادم نوک انگشتام همه سبز شده بود دستم رو بزور حرکت می دادم کل دستم رگاش معلوم بود وقتی سرم رو زد تموم شد فهمیدم بجوز چندتا امپول تقویتی دوتا هم مسکن داخل سرم ریخته بودن
دیدگاه ها (۲)

لایو صبح جیهوپ

Part:62. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

سناریو ریندو پارت ۲

Part2ویو می یوندستم رو روی میزم گذاشتم و بلند شدم وقتی خودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط