نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم

نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم

که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم



اگر جنگیده بودم، دستِ‌کم حسرت نمی‌خوردم

ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم
دیدگاه ها (۰)

دوری از تو سکوت استسیاه و سفید است، برفک دارددوری از تو اسکن...

خم گیسوی تو

در قضاوت همه حق را به تو دادند ولینکته اینجاست که "من راز نگ...

تاریخ دلتنگی

#سناریو_بی_تی_اس موضوع اسلاید بعد نامجون : چرا هر ۱۰ بار شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط