زندگیامون

زندگیامون

حکایت همون ته دیگیه که میذاریمش آخر غذا بخوریم،

ولی وقتی بهش میرسیم دیگه میل نداریم..
دیدگاه ها (۱۱)

‏یهو به خودت میای میبینی انقد بزرگ شدی که تو زندگی هیچکی جا ...

بابا بزرگ می گفت یک شب تو آسمون، ستاره ای میاد که فقط همون ی...

‏« نشد که بشه »تلخ‌ترین دیالوگ تمام دوران زندگیِ منه😔 😔

هر کسی... سزاوار فرصتی دیگر است... اما...نه برای همان اشتباه...

وقتی سگت بجای اینکه دوست داشته باشه پاچه میگیره یعنی یکی دیگ...

دوپارتی ....مامان !؟پارت ۲ ( اخر ) ات : اون به من گفت مامانی...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط