دست بٌردم که کِشم تیرِ غمش را از دل

دست بٌردم که کِشم تیرِ غمش را از دل
تیرِ دیگر زد و بردوخت دل و دست به هم
دیدگاه ها (۱)

فکر می کنین من دست می کشم نه دست نمی کشم

کی به من تیر زد باهش قهرم

هرکس پیِ درمانِ غمش راهی یافت ؛من دل به شما بستم و آرام شدم ...

در پایان،آنچه از ما می‌ماند،ردِ مهربانیِ ما بر دلِ انسان‌هاس...

من برایه سفر یک روزه ۶ دست لباس بردم که همه‌شونم پوشیدم😃😝

هرکه در سختی، لبخند زد،یقین بداند که دستِ خدا را در دلِ تاری...

دارم از اوسیم أ اینا می کشم 🤡میشه یکی بهم بگه علاوه بر دست و...

غمش در نهانخانهٔ دل نشیندبه نازی که لیلی به محمل نشیندبه دنب...

یه دل نه صد دل عاشق ولی انگار نه انگارامون از دست این دلامون...

دل دل نکن ای دلدست دست نکن ای پاتا کی تو کویر موندی دل بزن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط