امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم
امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم
وای ازین حال پریشان که من امشب دارم
کاش یکباره زنم خیمه به صحرای عدم
دیگر ای زندگی از روی تو هم بیزارم
قصه ی روز و شب من سختی مختصر است
روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم
شب و روزی همه یکسان گذرد بر من و من
اندرین دایره سرگشته تر از پرگارم
ترک می گفتمت ار بود به من ، چون همه چیز
حیف در کار تو ای مرغ نفس ناچار
وای ازین حال پریشان که من امشب دارم
کاش یکباره زنم خیمه به صحرای عدم
دیگر ای زندگی از روی تو هم بیزارم
قصه ی روز و شب من سختی مختصر است
روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم
شب و روزی همه یکسان گذرد بر من و من
اندرین دایره سرگشته تر از پرگارم
ترک می گفتمت ار بود به من ، چون همه چیز
حیف در کار تو ای مرغ نفس ناچار
- ۱.۴k
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط