روزهایی هست که... دلت م

روزهایی هست که... دلت می گیرد از نزدیک ترین آدمهای زندگی ات
همان هایی که با دنیا هم عوضشان نمی کنی
سخت است بفهمی عزیزترین کسانت می رنجانند تو را
همان هایی که دم از معرفت می زنند
خیلی سخت است لحظه ای که می فهمی آنقدرها هم که فکر می کردی، قوی نیستی و خیلی راحت کم آورده ای و شکسته ای
خیلی سخت است که بفهمی قدرت جنگیدن با سرنوشت را نداری
خیلی تلخ است گذراندن شب هایی که گریه هم آرامت نمی کند؛
شب هایی که اگر هزار بار هم از این شانه به آن شانه بغلتی، باز هم صبح نمی شود که نمی شود...
ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ فقط خدا می داند چه می گویم...
از آن گفتن های خیس...
ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﻔﺘﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺗﻔﻊ ﺧﺒﺮﯼ اﺳﺖ و نه ﺍﺯ ﺍﺩﻋﺎ...
روزهایی هست...
که می فهمی چقدر میان این همه "آشنا"، "غریبه ای"...
ﺧﺪﺍﯾﺎ
خودت بگو
لرزش تنم، تاوان کدام خربزه ی نخورده ایست؟
راستی، خدایا
ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺮود
هرگاه ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﯾﻮﺍشکی ام را به رویم بیاوری،
حتما گریه های یواشکی ام را هم به خاطر بیاور..
دیدگاه ها (۷)

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۶

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط