مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

اگر فیلم بودم خودم را خاموش میکردم

‏اگر فیلـم بودم خودم را خامـوش می‌کردم.
اگر تـئاتر بودم پـرده را می‌انداختم.
اگر کلمـه بودم خودم را پـاک می‌کردم.
اما من آدمـی‌ام. تنها می‌توانم پِلـکم را ببندم و ادامه تصـاویری را که نمی‌خواهـم ببینم و حـرف‌هایی را که نمی‌خواهم بشـنوم، در کاسـه‌ی ناآرام جمجمـه‌ام ببینم و بشـنوم .
______

آدم ضعیفی نبود. اما دیگر حوصله سختی‌ها را نداشت.
میلِ عجیبی به گریز پیدا کرد، به ندیدن، ندانستن و رفتن برای همیشه.
دیدگاه ها (۰)

غم انگـیز نیست ؟ اینکه آدمیـزاد در این دنیـا برای داشتنِ “یک...

در کشاکشِ تاریخ ما ، بارها زندگی شکسـت خورده ،امیـدها به یأس...

بعضی وقـت‌ها ماندن دیگر نشـانه وفاداری نیست ؛ نشـانه آزار اس...

Married compulsory پارت ۵ویو اترفتم رو تخت و دراز کشیدم اون...

Married compulsoryپارت ۳....توی عمارت.....ویو اتچشامو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط