مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم

مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم

ز لبهای تو می‌نوشم، ز رخسار تو گل چینم

#سیف_فرغانی
دیدگاه ها (۳)

مرا به بوٖی خوشَت جان ببخش و زنده بدارکـه از تـو چـیـزی ازیـ...

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بوددر لابلای پیچش گیسوی تو گم ...

شعرم از ناله‌ی عشاق غم انگیزتر است داد از آن زخمه که دیگر ره...

زلف ڪج بر چهرہ ی خوبان قیامت مے ڪنددر مقام خود بود از راست ب...

استاد شهریار چه زیبا می گوید:گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

ای آن که مرا ز آب و گل ساخته ایدر ورطه ای منت و غم انداخته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط