چه خبر از دل تو ؟

چه خبر از دل تو ؟
نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد ؟ ؟
یا به یک خنده ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد !
تو هم از غصه این قهر کمی دلگیری ؟
لحظه ای هم خبر از حال دل خسته ی من میگیری ؟
شود آیا که شبی
دل مغرور تو هم
فکر چشمان سیاه دگری را بکند
دست خالی ز وفایت روزی
قطره ای اشک ز چشمان ترم پاک کند
چه خبر از دل تو ؟
دانی آیا که در این کلبه ی درد
اندکی مهر تو بس بود ولی
دل بیرحم تو با این دل دیوانه چه کرد؟
راستی چه خبر از دل تو ...؟
دیدگاه ها (۳)

ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﺧﺎﻧﻢ ......ﮔــــــﻮﺵ ﮐﻦ ﺁﺑﺠﯽ ...ﻭﺍﺳﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﺎ...

به عقیده من قلمرو عقلت هرچقدر هم که وسیع باشد حتی با وجود فر...

دﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﺎﻋﺸﻖ ﺍﻭﻟﺸﺎﻥ ﺳﺎدﻩ ﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪﺳﺎدﻩ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ...ﺳﺎدﻩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ...

گاهی نه آشنا درد را می فهمد .!!!نه حتی صمیمی ترین دوست .!!!گ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط