بهلول هارون را در حمام دید

بهلول هارون را در حمام دید
و گفت: به من یک دینار بدهکاری ، طلب خود را می خواهم...
هارون گفت: اجازه بده از حمام خارج شوم..
من که این جا عریانم و چیزی ندارم بدهم..

بهلول گفت: در روز قیامت هم این چنین عریان و بی چیز خواهی بود..
پس طلب دنیا را تا زنده ای بده که حمام آخرت گرم است و دستت خالی..
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

فقط درخواست میکنم به عنوان یه نوجوان یه الهی آمین بنوس

پارت 13همون موقع در دفتر باز شد و ته سوک در چهارچوب نمایان ش...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

پروانه جان

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط