تا نرود نفس ز تن

تا نرود نفس زِ تن
پا نکشم ز کویِ تو

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۳)

دستم به سمت تلفن می رود و باز می گردد چون کودکی که به او گفت...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌ا...

با من قراری بگذارکنجِ کوچکِ کافه ایروی صندلیِ کهنه ی پارکِ ق...

باید در انتهایِ یک کوچه یا اصلا خیابانبایستمتمامِ بهار را دو...

🌱🍒تو بخت بودی ، یکبار در زدی و رفتی...🌱🍒#حسین_منزوی #believe...

***لم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط