Part : eleven
Part : eleven
ویو ا.ت :
رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....
(میشه بهم بگی دقیقا فکر کردی قراره چی بشه ها🤣 ]
جیمین : عزیزم تو برو لباسات رو عوض کن و چمدونتو بچین .
ا.ت : هوم .
ا.ت رفت طبقه بالا داشت چمدونش رو می چید که جیمین اومد و.....
جیمین اومد و ا.ت رو از پشت بغل کرد .
ا.ت : چی شده ؟
جیمین : دلم برات تنگ شده .
ا.ت : نه خوبه یکم پیش بهم اعتراف کردی .
جیمین : چه فرقی داره ؟
ا.ت برگشت و رو به جیمین کرد .
ا.ت : منظورم اینه اگر اعتراف نمیگردی و دلت تنگ میشد چیکار میکردی؟
جیمین : وقتی خواب بودی بغلت میکردم .
ا.ت : اوفف عوض...
که جیمین نزاشت حرفش رو تموم کنه و لبش رو روی لب ا.ت گذاشت . [هاااااااا🤣]
و بعد چند دقیقه ولش کرد .
ا.ت: چته ؟
جیمین : مگه نگفتمت چی باید صدام کنی .
ا.ت : باشه ولم کن چمدونم رو بچینم .
جیمین : باشه منم کمک میکنم .
جیمین داشت لباس ها رو از توی چمدون ا.ت در میآورد که چشمم به یه لباس خیلیییی باز افتاد .
جیمین : این چیه ؟
ا.ت لباس رو از دست جیمین کشید و گفت .
ا.ت : لباسه .
جیمین : پس بقیش کو ؟
ا.ت: همینه .
جیمین : اینو کجا میپوشی ؟ [عصبی]
ا.ت : برا چی ؟
جیمین : بگو .
ا.ت: ۱ ساله نپوشیدنش فکر کنم تنگ شده .
جیمین : برو بپوشش.
ا.ت : نمیشه .
جیمین : خودم تنت میکنم ها .
ا.ت : باشه برو بیرون .
جیمین : نچ .
ا.ت جیمین رو انداخت بیرون و گفت .
ا.ت : آقای پارک هنوز زوده .
جیمین : آقای پارک ؟
ا.ت : .....
بعد ۱۰ مین ا.ت گفت
ا.ت : پوشیدم بیا .
جیمین اومد داخل و ماتش برد .
جیمین : .....
ا.ت : عزیزم ؟
جیمین : مات هیکلش بودم خیلی زیبا بود دلم میخواست همین الان.......
با صدای ا.ت به خودم اومدم .
جیمین : چرا اینقد بازه ؟
ا.ت : .....
جیمین : در اتاق رو بست و رفت طرف ا.ت .
ا.ت هی عقب میرفت ولی جیمین جلو میومد تا ا.ت چسبید به دیوار .
ا.ت: چ....ی ش..ده ؟
جیمین : فکر کنم هنوز اثر های مشروبه .
ا.ت : چی میگه تو ۳ ساعت پیش مشروب خوردی .
جیمین : پس هیکل تو منو مست کرده .
ا.ت : جیمین برو عقب .
جیمین ا.ت رو انداخت رو تخت و .......
[اسمات 🤫😬خواستید بگین براتون بفرستم ]
ویو تهیونگ :
.........
ادامه دارد .......
..............................................................
قلبام ببخشید کم شد 😙
باید برم کلاس زبان .
شرط نمیزارم ولی حمایت یادتون نره کامنت هارو بترکونید .
از کلاس اومدم پارت میزارم 🤗🤭
فعلا بایییییی
ویو ا.ت :
رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....
(میشه بهم بگی دقیقا فکر کردی قراره چی بشه ها🤣 ]
جیمین : عزیزم تو برو لباسات رو عوض کن و چمدونتو بچین .
ا.ت : هوم .
ا.ت رفت طبقه بالا داشت چمدونش رو می چید که جیمین اومد و.....
جیمین اومد و ا.ت رو از پشت بغل کرد .
ا.ت : چی شده ؟
جیمین : دلم برات تنگ شده .
ا.ت : نه خوبه یکم پیش بهم اعتراف کردی .
جیمین : چه فرقی داره ؟
ا.ت برگشت و رو به جیمین کرد .
ا.ت : منظورم اینه اگر اعتراف نمیگردی و دلت تنگ میشد چیکار میکردی؟
جیمین : وقتی خواب بودی بغلت میکردم .
ا.ت : اوفف عوض...
که جیمین نزاشت حرفش رو تموم کنه و لبش رو روی لب ا.ت گذاشت . [هاااااااا🤣]
و بعد چند دقیقه ولش کرد .
ا.ت: چته ؟
جیمین : مگه نگفتمت چی باید صدام کنی .
ا.ت : باشه ولم کن چمدونم رو بچینم .
جیمین : باشه منم کمک میکنم .
جیمین داشت لباس ها رو از توی چمدون ا.ت در میآورد که چشمم به یه لباس خیلیییی باز افتاد .
جیمین : این چیه ؟
ا.ت لباس رو از دست جیمین کشید و گفت .
ا.ت : لباسه .
جیمین : پس بقیش کو ؟
ا.ت: همینه .
جیمین : اینو کجا میپوشی ؟ [عصبی]
ا.ت : برا چی ؟
جیمین : بگو .
ا.ت: ۱ ساله نپوشیدنش فکر کنم تنگ شده .
جیمین : برو بپوشش.
ا.ت : نمیشه .
جیمین : خودم تنت میکنم ها .
ا.ت : باشه برو بیرون .
جیمین : نچ .
ا.ت جیمین رو انداخت بیرون و گفت .
ا.ت : آقای پارک هنوز زوده .
جیمین : آقای پارک ؟
ا.ت : .....
بعد ۱۰ مین ا.ت گفت
ا.ت : پوشیدم بیا .
جیمین اومد داخل و ماتش برد .
جیمین : .....
ا.ت : عزیزم ؟
جیمین : مات هیکلش بودم خیلی زیبا بود دلم میخواست همین الان.......
با صدای ا.ت به خودم اومدم .
جیمین : چرا اینقد بازه ؟
ا.ت : .....
جیمین : در اتاق رو بست و رفت طرف ا.ت .
ا.ت هی عقب میرفت ولی جیمین جلو میومد تا ا.ت چسبید به دیوار .
ا.ت: چ....ی ش..ده ؟
جیمین : فکر کنم هنوز اثر های مشروبه .
ا.ت : چی میگه تو ۳ ساعت پیش مشروب خوردی .
جیمین : پس هیکل تو منو مست کرده .
ا.ت : جیمین برو عقب .
جیمین ا.ت رو انداخت رو تخت و .......
[اسمات 🤫😬خواستید بگین براتون بفرستم ]
ویو تهیونگ :
.........
ادامه دارد .......
..............................................................
قلبام ببخشید کم شد 😙
باید برم کلاس زبان .
شرط نمیزارم ولی حمایت یادتون نره کامنت هارو بترکونید .
از کلاس اومدم پارت میزارم 🤗🤭
فعلا بایییییی
- ۶۹۴
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط