خیلی سخته....

خیلی سخته....
نمیدونم چی بگم
اخه ب منم دروغ میداد وازپیشم رفت حالا ک اون ولش کرده رفته سراغ یکی دیگه اومده بهم میگه نتونستم فراموشت کنم بازاومدم پیشت!!!!!!
هه هه
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

جند پارتی تهیونگ

بچه ها بچه ها وای بزارید تعریف کنممن خب سه ساعت منتظر بودم ا...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

رمان تو خود منی

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

پسر بد (59)

رمان دخت من

.....ولی سولی...........چطور دلتون امد؟......واقعا دلم میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط