مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

-گاهی مرا چنان دوست می‌داری

-گاهی مرا چنان دوست می‌داری
خیال می‌کنم اسیر دیگری هم،
در این بند وجود دارد.
گاهی مرا چنان پس می‌زنی،
می‌فهمم حتی بندی هم وجود ندارد
من نمی‌دانم کجای راه ایستاده‌ام
ابتدای راه؟ انتهای راه؟ کجا؟
من برای تو همراهم؟
چرا که تو برای من تمامِ راهی.
دیدگاه ها (۰)

کاش دستانم به دستانت می‌رسید کاش دستانت نزدیکِ دستانم بود و ...

که باغِ نگاه تو،چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود.

دلم برای خودم تنگ است،برای کسی که روزی بودم،کسی که نمی‌توانم...

دوستت دارم ،اما دیگر قادر به جنگیدن نیستم

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط