فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند

فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند
نفرین وآفرین ودعا درگلو شکست...

# قیصر امین پور
دیدگاه ها (۰)

شب دررسید وقصه ی ماهم به سررسیدکوخانه ای برای رسیدن،کلاغ کو؟...

گویا تو را از سال‌ها قبل دوست داشته‌ام.قبل‌تر از گریه‌های کو...

من با توام می خواهم آغشته عطر تو زندگی کنماين رد عطر توست که...

محبوب من! گرمای آغوش تو را به جهانی نخواهم فروخت! دلم می خوا...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نم...

کودکی‌ام چون برق و باد گذشت و من به بسیاری از آرزوهایم نرسید...

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز شب همه در اتاق نشیمن جمع شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط