فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند

فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند
نفرین وآفرین ودعا درگلو شکست...

# قیصر امین پور
دیدگاه ها (۰)

شب دررسید وقصه ی ماهم به سررسیدکوخانه ای برای رسیدن،کلاغ کو؟...

گویا تو را از سال‌ها قبل دوست داشته‌ام.قبل‌تر از گریه‌های کو...

من با توام می خواهم آغشته عطر تو زندگی کنماين رد عطر توست که...

محبوب من! گرمای آغوش تو را به جهانی نخواهم فروخت! دلم می خوا...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نم...

دلم  بدون  تو از  این جهان جدا افتادو بی حضورت نگاهت دلم  زِ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمچامه و چکامه نیستندتا به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط