محبوبم

محبوبم ..
کاش می دانستی...
که تیغِ سردِ بی مهری ات...
چنان شاهرگِ احساسم را بریده...
که هزار بُغضِ نفس گیر گُل کرده در سینه ام...
مرا درهم می شکند می کُشد ...
و می میراند ...
دیدگاه ها (۱)

هر شب پا به پاے رویاے بودنت لبریز مے شوم از عشـقو تنِ آغشته ...

‍ تمام یاد تو را مهتاببر قامت شعرم می پاشدروشن و زیبا.باز یا...

و فاصله ای ست ابدی،میان «عشق» و «دوست داشتن»که برای پیمودن ا...

مـــــن شڪستن را نمیدانــــم...اما هر ڪس از ڪنارم گـــذشت،شڪ...

دکتر میره کوک ات رو بغل میکنه و کنارش دراز میکشه ات: بیدار ش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁶ ات مظلوم : پدر جان...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط