کفش چرمی-چتر-فروردین-خیابان شلوغ

کفش چرمی-چتر-فروردین-خیابان شلوغ
یک شب بارانی غمگین،خیابان شلوغ
میرود تنهای تنها،بازهم می بینمش
بازهم رد میشود از این خیابان شلوغ
اشک و باران باهم از روی نگاهش
او سرش را میبرد پایین....خیابان شلوغ
عابران مانند باران در زمین گم میشوند
او فقط می ماند و چندین خیابان شلوغ
او فقط می ماند و دنیایی از دلواپسی
با غمی بر شانه اش سنگین....خیابان شلوغ
....ناودانها،چشمک خط دار ماشین های مست
خط کشی،باران آهنگین،خیابان شلوغ...
او نمی فهمد،نمی فهمد فقط رد میشود
با همان انگیزه دیرین...خیابان شلوغ
کفش چرمی روبه روی کفش چرمی ایستاد
لحظه ای پهلوی من بنشین
خیابان خلوت است!

نجمه زارع
***********
اگه خوشتون اومد لایک کنید. ممنون
دیدگاه ها (۱)

بی دو جهان نفس کشم بی تو نفس نمی کشمبهر محبّت از دلی منت کس ...

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچاگر خود پادشاهی عاقبت هیچاگر ملک سلی...

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

پارت دهم | نزدیک‌تر از همیشهقلب لیانا محکم به سینه‌اش می‌کوب...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

....پارت هشتم....

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط