𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہ

𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہ
PART.1

دایون همیشه با خودش فکر می‌کرد شغلش بیش از حد آرام و بی‌صداست برای این‌همه استرس.

اما وقتی می‌رفت پشت صحنه‌ی بی‌تی‌اس، همه‌چیز فرق می‌کرد؛ سرعت، هیجان، نگاه‌های عجله‌ای، و البته… مین یونگی.

یونگی از همان روز اولی که دایون وارد تیم میکاپ شده بود، نگاهش را روی او نگه می‌داشت.

نه از آن نگاه‌های واضح و پر سر و صدا؛

بلکه از همان نگاه‌های ساکت و عمیقِ خودش.

دایون اولش فکر می‌کرد فقط حساس شده.

اما بعد از چند هفته، وقتی هر بار وارد اتاق می‌شد و حس می‌کرد یونگی قبل از بقیه متوجه حضور او می‌شود، فهمید که این فقط یک خیال نیست.

دایون با صورتی جدی اما قلبی لرزان، روبه‌روی یونگی ایستاده بود و آخرین روتوش را روی صورتش انجام می‌داد.

نور سفید اتاق گریم روی پوست بی‌نقصش می‌افتاد و دایون با دقت، نوک انگشتش را روی خط فک او می‌کشید تا پودر یکدست بنشیند.

— «سرتو تکون نده،» دایون خیلی آرام گفت.

یونگی طبق معمول چیزی نگفت، فقط نگاهش را از صورت دایون برداشت و به چشم‌های او دوخت.

دایون خواست وانمود کند متوجه نشده، اما ته دلش از آن نگاه لرزید.

چند ثانیه بعد نوبت لب‌ها شد.

دایون درِ رژ را باز کرد. رنگی ملایم و طبیعی؛ درست مناسب چهره‌ی او.

گفت:

— «فقط یه ذره لب‌هات رو باز کن…»

یونگی مطیعانه کمی لب‌ها را از هم جدا کرد.

دایون با دقت اپلیکاتور را نزدیک آورد، اما همان لحظه، یونگی به شکلی کاملاً ناگهانی و بی‌هشدار، کمی جلو آمد.

continues...
دیدگاه ها (۰)

سلام قشنگام ✨امیدوارم حال همگی‌تون خوب باشه :)اگر درخواستی، ...

PART.3.lastسال‌ها گذشت.آن‌ها کنار هم، روی ایوان عمارت، نشسته...

سناریو هایتانی ریندو ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ماشین به سرعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط