ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهت

ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهت
آن وعده ی نادیده کـه دادند نباشد

یک بار تـــو درقصــه ی پرپیـــچ و خــم ما
آن کس که مسافر شد و دل کند نباشد

آشوب،همان حس غریبی ست که دارم
وقتـــی که بــه لب های تو لبخند نباشد

درتک تک رگهای تنم عشق تو جاریست
در تک تک رگــــهای تـــو هر چند نباشد

من می روم و هیچ مهم نیست که یک عمر...
زنجـــــیر نگـــاه تـــــو کـــــه پابند نباشد...

وقتی که قرار است کنار تو نباشم
بگذار زمـــان روی زمین بند نباشد...
دیدگاه ها (۱۸)

ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺁﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﺻﺮﻑ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ...

بی‌تابانه در انتظار توامغریقی خاموشدر کولاک زمستان.فانوس‌های...

تنگ است دلم،باز خیالم نگران استاشکم ز پس این دل پر غصه روان ...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط