آن هنگام که مادرت پیرتر میشود  /  و چشمان گرانبها و با ای

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود  /  و چشمان گرانبها و با ایمان اوزندگی را آنگونه که زمانی میدید نمیبینند  /  زمانیکه پاهایش فرسوده میگردندوبرای گام برداشتن نمیخواهند او را یاری دهند در آن هنگام بازوانت را برای یاری او به کار گیر  /  با خوشی و سرمستی از او نگاهبانی کن زمانیکه اندوهگین است  //  بر توست که تا آخرین گام او را همراهی کنی اگر از تو چیزی میپرسد / او را پاسخگو باش / واگر دوباره پرسید / باز هم پاسخگو باشو اگر دگر بار پرسید / دگر بار پاسخش گو نه از روی نا شکیبایی  /  بلکه با آرامشی مهربانانه و اگر تو را به درستی در نمی یابد / شادمانه همه چیز را برای او باز گوساعتی فرا میرسد   ساعتی تلخ که دهان او دیگر هیچ در خواستی را بیان نمیکند ........ 

♥♥♥مادر
دیدگاه ها (۱)

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛ ............و چشمهای...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛ و چشمهای گرانبها و با ایمان ا...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛و چشمهای گرانبها و با ایمان او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط