سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۹

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۹
چراغ‌ها ناگهان روشن شدند.
اتاق کوچک‌تر از چیزی بود که به نظر می‌رسید. وسط اتاق یک میز قدیمی قرار داشت و روی آن سه چیز دیده می‌شد: یک کلید، یک عکس و یک دفترچه‌ی مشکی.
سامان جلو رفت. — اینا برای چی اینجان؟
آرین دفترچه را برداشت، اما قبل از اینکه بازش کند، صدای ضبط‌شده‌ای از گوشه‌ی اتاق پخش شد:
— اگر این صدا رو می‌شنوید، یعنی وارد جایی شدید که نباید می‌شدید.
جونگوک سریع به اطراف نگاه کرد.
صدا ادامه داد: — حقیقت عمارت توی همین دفترچه‌ست... اما قبل از باز کردنش، باید بدونید که بعد از خوندنش دیگه هیچ‌چیز مثل قبل نمی‌شه.
آرین دفترچه را روی میز گذاشت.
جونگوک به ات نگاه کرد و گفت: — تصمیم با توئه.
ات دستش را به سمت دفترچه برد...
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۰ات دستش را روی جلد دفترچه گذاشت...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۱دستگیره‌ی در آرام‌آرام پایین رف...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۸ات جعبه را از جونگوک گرفت و با ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۷در با صدای بلندی باز شد.همه منت...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط