صِدایَت میکُنم هَرشَب

صِدایَت میکُنم هَرشَب
توهَم اِمشَب صِدایَم کُن
تو مَغروری
غرُورَت را،

فَقَط یک شَب فَدایَم کُن...
دیدگاه ها (۱۳)

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن. گفتم : آره، این طرفا ...

وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسددست دلداده به دستان نگار...

آریجرم ِ من هم عاشقی ستآری اماآنکه آدم هست و عاشق نیست،کیست؟...

امشب فقط و فقط از استری کیدز فعلایت میکنم

هرشب تو رویای خودمآغوشتو تن میکنمآینده این خونه روباشمع روشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط