می خواهم مثلِ قدیمی ها

می خواهم مثلِ قدیمی ها
خوشبخت باشیم
یک خوشبختیِ ساده ی دوست داشتنی
یک ایوان و عصرهایِ جمعه
تکیه دادن به یک صندلی
و زیرِ لب زمزمه کردنِ یک شعر
شنیدنِ صدایِ بازیِ بچه ها
صدا کردن نام تو
جانم شنیدن از زبان تو ...
و هزاران حرفِ نگفته را
با یک نگاه با یک سکوت
گفتن
می خواهم تمامِ قانون هایِ
این زندگی هایِ امروزه را
دور بی اندازم از نو
قدیمی شوم
و به مادربزرگ از دنیا رفته ام در دل بگویم :
راست می گفتی جانِ دل
قدیم ترها تعهد
حرمت داشت
عشق عشق بود ... !
.
دیدگاه ها (۲)

خدایا....آدم رو واسه دروغهایے؛که به خوش میگه مجازات میکنے؟؟؟

تمام زندگیــــــَم قُـربانـیعَشقـی شُد که بی هیچ اَهَمیَّتی ...

من مثل همیشه براےتو مےنویسم؛تو...به نیت هرکےدوستدارےبخوان!!!

غِـیـــــــرَت دارے؟ نَذار اَشــــــــڪِش در بیاد وَگَرنَـہ ...

*زن بودن ، مهارت میخواهد... باید بلد باشی پای اجاق گاز ، حین...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط