گوشه ای از قلبت را...

گوشه ای از قلبت را...
برای من بگذار
زبانم لال،
لبخند اگر از لب هایت پرید و نم اشکی به چشمت چکید
شب هایت اگر بی ماه شد و
لحظه هایت بی پناه...
اگر ،...آن ها که شریک شادی هایت بودند
سهمی از غصه هایت بر نداشتند و ..
بی هوا،رهایت کردند
آن وقت،، من ...
آغوش می شوم برای تنهایی ات ....
پا به پایت درد می کشم
شانه به شانه ات می ایستم
ذره به ذره بغض را از شاخه های تنت بیرون میکشم
من ...
به درد تو می خورم
گوشه ای از قلبت را،
برای من بگذار...‌


#آذین_قانع
دیدگاه ها (۱)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

From Hatred to My Love

# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

p30

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط