گاهی هم قشنگ حرف بزنیم ، کمی قشنگ‌تر !

گاهی هم قشنگ حرف بزنیم ، کمی قشنگ‌تر !
بگوییم «میدانی ، توی پوست خودش نمیگنجید!» و از دوست‌مان بگوییم که خوشحال بوده است .
فقط خوشحال بوده‌ها، اما ما این‌جور می‌گوییم که حال خودمان هم خوش شود ...
در وصف حالی که داشته‌ایم بگوییم : طربناک .
در وصف جایی که بوده‌ایم بگوییم : فرح‌بخش .
بگوییم : برگ‌ها به رقص درآمدند !
بگوییم : آسمان بازی‌اش گرفته بود !
بگوییم : باران داشت گونه‌هامان را نوازش میکرد !
بگوییم : «گیسوهایش رنگ شب بودند» و موهای یار را گفته باشیم که تیره بوده فقط !
اما وقتی این‌جور صداشان می‌زنیم، ما را کشیده‌اند و برده‌اند به خیالِ عشق‌بازی با یار در یک شب تار ...
بگوییم : دلم برایت رفت ...
بگوییم : دردت به جانم ...
بگوییم : دوستت دارم ! یک جور بگوییم دوستت دارم که قشنگ‌ترین دوستت دارم دنیا باشد ...
دیدگاه ها (۱)

با دیدن توچیزی را درون خود گم کردم که تو هر روز بیشتر پیدایش...

"پایِ تو که وسط باشد"من عاشقِ همه یِ کارهای نفرت انگیزِ جهان...

باید یکی را در زندگی داشت...حتما که نباید عشق یا معشوقت باشد...

با نگاهی نافذ در چشمهایم خیره شدچشمانش را کمی ریز کرد و با ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط