چه شیرین گفت خسرو این عبارت

چه شیرین گفت خسرو این عبارت
که نبود وصل شیرین بی‌مرارت

سرم را در ره وصل تو دادم
که بی‌سرمایه صعب افتد تجارت

سزد گر زندهٔ جاوید مانم
که مرگ آمد ندیدم از حقارت

مرا تهدید کشتن چون کند دوست
به عمر جاودان بخشد بشارت

برون نه از دل سوزان من پای
که می‌ترسم بسوزی از حرارت

که دارد فرصت خونخواری تو
که صدتن می کشی از یک اشارت

به زلف و خال و خط بردی دلم را
سپه را حکم فرمودی به غارت

مجو در گریه قاآنی صبوری
که نتوان کرد در دریا عمارت


قاآنی
دیدگاه ها (۱۷)

غم عشق تو آ‌زادم ز غم‌های جهان داردبدان غم کرده‌ای شادم خدای...

فلولاه و لولانا لما کان الذی کانااگر نه ما و او بودی نبودی ا...

﷽🍃 صبح آمده استبرخیز وبگو :بسم اللهسرشار ز نعمتی، توماشاءالل...

سلام دوستان گلم شب همگی خوش و خرم انشالله همه دوستان خوب سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط