📜

📜
#غزلیات
#رهی_معیری
#غزل_بیست_و_نهم

#مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز
#مرگ خود می‌بینم و رویت نمی بینم هنوز

بر #لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم
#شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز

آرزو مرد و جوانی رفت و #عشق از #دل گریخت
#غم نمی گردد جدا از جان مسکینم هنوز

روزگاری پا کشید آن تازه #گل از دامنم
گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز

گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست
در هوایش چون #نسیم از پای ننشینم هنوز

سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند
صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز

خصم را از ساده لوحی دوست پندارم رهی
طفلم و نگشوده #چشم مصلحت بینم هنوز

#اندیشمندانه_انتخاب_کنید
#اندیشمندان_جوان_سپنتا
لینک کانال 👈 @ajs_org
دیدگاه ها (۰)

Attar-050525

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود می‌بینم و رویت ن...

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود میبینم و رویت نم...

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود میبینم و رویت نم...

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود میبینم و رویت نم...

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود می‌بینم و رویت ن...

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز مرگ خود می‌بینم و رویت ...

مردم از درد و نمی ایی به بالینم هنوزمرگ خود می بیینم و رویت ...

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود میبینم و رویت نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط