وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت
وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت
عزیمت می بندد،
دلم عجیب می گیرد
و بغضی از جنس نیاز در
شاهراه گلویم می نشیند.
پروردگارا!
زندگیم را با عشق بی رنگ و
ریای تو زینت می بخشم و
نماز عشق را در محراب
عبودیت تو به جا می آورم.
خدایا!
به تو امید دارم و به
لطف و عنایت تو یقین،
پس به شکوه و جلالت
سوگند که مرا حتی برای
لحظه ای از خود دور مساز.
پروردگارا!
توفیقم ده تا حق بندگی
تو را به جاآورم.
سلام
صبحتان بخیر و نیکبختی
" امضای خدا پای تمام آرزوهایتان"
عزیمت می بندد،
دلم عجیب می گیرد
و بغضی از جنس نیاز در
شاهراه گلویم می نشیند.
پروردگارا!
زندگیم را با عشق بی رنگ و
ریای تو زینت می بخشم و
نماز عشق را در محراب
عبودیت تو به جا می آورم.
خدایا!
به تو امید دارم و به
لطف و عنایت تو یقین،
پس به شکوه و جلالت
سوگند که مرا حتی برای
لحظه ای از خود دور مساز.
پروردگارا!
توفیقم ده تا حق بندگی
تو را به جاآورم.
سلام
صبحتان بخیر و نیکبختی
" امضای خدا پای تمام آرزوهایتان"
- ۵۲۳
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط