‌ وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت

‌ وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت
عزیمت می بندد،
دلم عجیب می گیرد
و بغضی از جنس نیاز در
شاهراه گلویم می نشیند.
پروردگارا!
زندگیم را با عشق بی رنگ و
ریای تو زینت می بخشم و
نماز عشق را در محراب
عبودیت تو به جا می آورم.
خدایا!
به تو امید دارم و به
لطف و عنایت تو یقین،
پس به شکوه و جلالت
سوگند که مرا حتی برای
لحظه ای از خود دور مساز.
پروردگارا!
توفیقم ده تا حق بندگی
تو را به جاآورم.
سلام
صبحتان بخیر و نیکبختی

" امضای خدا پای تمام آرزوهایتان"
دیدگاه ها (۱)

وقتی بچه بودم، مادرم همیشه عادت داشت از من بپرسه که کدام عضو...

از آن بهار تا این بهار آموخته ام که ...بیشتر عشق بورزمو تنفر...

زن را ارام بنویسید بادل ...

نسلِ سوخته...اینکه بگیم نسلی هستیم که خودمون خودمون و داریم ...

خدایا!وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت عز...

:))))))))

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

خدایی‌چی‌میزنین‌که‌کلاتوفضاهستین!!!! فقر! آره‌یکی‌مثل‌شما‌که...

ماشاءالله‌🇮🇷🤌🏻#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_باد #ایران #وطن #پ...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

چیبگم𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط