شاه نعمت‌الله ولی » قصاید

شاه نعمت‌الله ولی » قصاید


از نور روی اوست که عالم منور است

حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور است

سلطان چار بالش و شش طاق و نه رواق

بر درگه رفیع جلالش چو چاکر است

زوج بتول باب امامین مرتضی

سردار اولیا و وصی پیمبر است

مسند نشین مجلس ملک ملائکه

در آرزوی مرتبه و جای قنبر است

هر ماه ، ماه نو به جهان مژده می‌دهد

یعنی فلک ز حلقه به گوشان حیدر است

اسکندر است بنده او از میان جان

چوبک زن درش بمثل صد چو قیصر است

گیسو گشاد و گشت معطر دماغ روح

رو را نمود و عالم از آن رو مصور است

جودش وجود داد به عالم از آن سبب

عالم به یمن جود و جودش منور است

خورشید لَمعه ایست ز نور ولایتش

صد چشمه حیات و دو صد حوض کوثر است

نزدیک ما خلیفهٔ بر حق امام ماست

مجموع آسمان و زمینش مسخر است

مداح اهل بیت به نزدیک شرع و عقل

دنیا و آخرت همه او را میسر است
دیدگاه ها (۳)

شعر در منقبت مولی علی علیه السلام‏تا ز نور روی او گشته منوّر...

شعر در منقبت مولی علی علیه السلام‏تا ز نور روی او گشته منوّر...

بدامان گلستانی شبانگاهچنین میکرد بلبل راز با ماهکه ای امید ب...

#شعرعصمت_کبری_حضرت_زینب_سای عصمت حق زاده زهرای مطهّرای عالمه...

.حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو ا...

حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد بنده رو ...

.حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو ا...

/ حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو ...

حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو از...

.حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد بنده حق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط