کافه ای بود وقهوه ای بود و یاری بود ومن
کافه ای بود وقهوه ای بود و یاری بود ومن
دفتری بود و قلم بود و قراری بود و من
مثنوی بود و غزل بود و رباعی بود و نثر
گوشه ی چشمی، سلامی،انتظاری بود ومن
فخر بود وناز بود و عشوه بود و طعنه ها
درد بود وصبر بود و برد باری بود و مــن
نوش بود و خنده بودوجوش بودوصدخروش
جوهری بود و قلم چون زرنگاری بود و من
خنده ای بود و نگاهِ گوشه ی چشمان او
التماسی بود و قلب بی قراری بود و من
عشق بود و یک سلامی بود و شرح عاشقی بود ومن
دفتری بود و قلم بود و قراری بود و من
مثنوی بود و غزل بود و رباعی بود و نثر
گوشه ی چشمی، سلامی،انتظاری بود ومن
فخر بود وناز بود و عشوه بود و طعنه ها
درد بود وصبر بود و برد باری بود و مــن
نوش بود و خنده بودوجوش بودوصدخروش
جوهری بود و قلم چون زرنگاری بود و من
خنده ای بود و نگاهِ گوشه ی چشمان او
التماسی بود و قلب بی قراری بود و من
عشق بود و یک سلامی بود و شرح عاشقی بود ومن
- ۱.۴k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط