قصدِ رفتن داشتی، گفتم در آغوشم بِکَش

قصدِ رفتن داشتی، گفتم در آغوشم بِکَش
قبلِ رفتن می‌خَرَد مؤمن، کَفَن را زود تر.
دیدگاه ها (۱)

محال است آدمی چیزی را به دست آورد که خود هرگز آن را نبخشیده ...

معلم یه کرم گذاشت رو میز و یه قطره از مشروبات الکلی ریخت روش...

سه مرد مسلمان عرب دختر ١٩ ساله اوکراینی را سنگسار کردند! سه ...

.. و این دنیا پر است از دو نفره هایی که تنها جسم هایشان کنار...

اوسی جدید

پرسیدند چقدر دوستش داشتی. گفتم آن‌قدر که وقتی کنارم بود، چشم...

استاد علی صفایی حائریمؤمن بيش از يهودى كار مى‌كند،اما كمتر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط