نقاب دارپارت
(نقاب دار)پارت ۱۲
ایمیکو : ایزوکو واقعا که چرا به حرف اون چشم کوفتی گوش میدی
ایزوکو : چون اون بود که نزاشت بمیرم اون بود که نجاتم داد بر عکس همه اون مراقب منه
(روز آزمون ورودی یو.ای)
ایزوکو : خب دیگه انقار الان باکوگو داره آزمون میده خودش گفت نمی خواد دیگه منو ببینه پس اگه من نباشم خوش حال میشه پس بزار جایزه ی قبول شدن تو آزمون رو بهش بدم خبر مردنم اونم
*ایزوکو رفت پایین تا کفش بپوشه و بره از خونه که *
اینکو : پسرم نرفتی آزمون یو.ای ؟ چرا اینجایی نرفتی
ایزوکو : هیچی
*ایزوکو در خونه رو باز کرد و رفت بیرون*
ایزوکو : خب فک کنم دیگه دارم میرسم حدودا ۱ ساعته که دارم راه میرم اره این همون دره ی معروف
*رفت جلو و به پایین دره خیره شد*
ایزوکو : هیی کاچان می خوام کاری کنم که دیگه هیچ وقت منو نبینی تا خوش حال شی من دوست داشتم ولی انقار تو ازم متنفر بودی حیف شد انقار دیگه اخر راه منه
*ایزوکو از لبه ی دره فاصله گرفت و یهو شروع کرد به دویدن و پرید پایین*
ادامه پارت بعد 🌙✨️
شرمنده کوتاه شد 🙏🙃
ایمیکو : ایزوکو واقعا که چرا به حرف اون چشم کوفتی گوش میدی
ایزوکو : چون اون بود که نزاشت بمیرم اون بود که نجاتم داد بر عکس همه اون مراقب منه
(روز آزمون ورودی یو.ای)
ایزوکو : خب دیگه انقار الان باکوگو داره آزمون میده خودش گفت نمی خواد دیگه منو ببینه پس اگه من نباشم خوش حال میشه پس بزار جایزه ی قبول شدن تو آزمون رو بهش بدم خبر مردنم اونم
*ایزوکو رفت پایین تا کفش بپوشه و بره از خونه که *
اینکو : پسرم نرفتی آزمون یو.ای ؟ چرا اینجایی نرفتی
ایزوکو : هیچی
*ایزوکو در خونه رو باز کرد و رفت بیرون*
ایزوکو : خب فک کنم دیگه دارم میرسم حدودا ۱ ساعته که دارم راه میرم اره این همون دره ی معروف
*رفت جلو و به پایین دره خیره شد*
ایزوکو : هیی کاچان می خوام کاری کنم که دیگه هیچ وقت منو نبینی تا خوش حال شی من دوست داشتم ولی انقار تو ازم متنفر بودی حیف شد انقار دیگه اخر راه منه
*ایزوکو از لبه ی دره فاصله گرفت و یهو شروع کرد به دویدن و پرید پایین*
ادامه پارت بعد 🌙✨️
شرمنده کوتاه شد 🙏🙃
- ۲.۹k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط