دوباره یاد توافتادم و دوباره غزل

دوباره یاد توافتادم و دوباره ... غزل
تویی که چشم تو ماه و دلت ستاره، غزل!

دوباره یاد نگاهت ، دوباره تنهایی
سکوت ،عشق ،ترانه، چهار پاره، غزل!

_پُر از ردیف تو بود و پُر از نبودن ِتو
وواژه ها که به یادت، به یک اشاره، غزل!

شدندو بی تو همه لحظه های من حالا
ز خاطرات تو لبریز ، بی قرار ِ غزل!

به یُمن "حضرت ِچشمت" به شوق "حافظ " باز
گرفتم از تو صمیمانه استخاره... غزل!

"منم که شُهره ی شهرم به عشق ورزیدن "
تویی که چشم تو لبریز ِاستعاره ، غزل!

منم که شاهد شب های بی" غزل خوانی"
تویی که هُرم نفس های تو، بهار ِ غزل!

تویی که پُر شده از دلبری ،قدم هایت
منم که خار بیابان و سنگ خاره غزل!

منم که از تو فقط خاطرات ِ او مانده
تمام "دار و ندارم"همه ، دچار ِ غزل!

دوباره یاد تو افتادم و دوباره غزل
تویی که چشم تو ماه و دلت ستاره، غزل!...
دیدگاه ها (۴)

دختران شاعرانی اند پر احساسغزل از نگاهشان می ریزد!سپید از مو...

چه احساس قشنگی است برای یک مادر که روز دختر به خود می بالد ا...

تو که رفتی دل من تاب نیاورد و شکستکمرم خم شد و از فرط غم و د...

خداوند لبخند زد ..دختر آفریده شد .لبخند خدا . روزت مبارک...

مریم یوسفی نصیری نژاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط