سناریو درخواستی بی تی اس وقتی برای اولین بار روزه میگیرن
سناریو درخواستی بی تی اس وقتی برای اولین بار روزه میگیرن
نامجون :(ایشون 13تا کتاب درمورد ماه رمضان آورده میخواد بخونه که ا/ت میاد تو اتاق)
ا/ت:چیکار میکنی عزیزم
نامجون :میخام کتاب های مخصوص روزه داری رو بخونم
ا/ت:اخه اینم کتاب خوندن داره !!!
نامجون :معلومه که داره اصلا اینو ولش بگو ببینم تا چه ساعتی باید هیچی نخوریم
ا/ت از ساعت صبح تا 8شب عزیزم حالا من میرم کار دارم با کتاب هات خوش باش !
(نامجون رو داریم که بعد از رفتن ا/ت به بیرون اتاق رو کتاب هاش ولو شده😂😂😂)
جین :اخ من قربونت بشم عشق من انقدر تو خوشگلی دلم میخواد همین الان بخورمت🤤
ا/ت:مرسی عشق هندسام من منم خیلی دوست دارم ولی خیلی زیاده روی نمیکنی
جین :کی باتو بود بابا
ا/ت :پس با کی داشتی حرف می زندی😐
جین :با زولبیا ها ببین چقدر خوب درستشون کردم😃😃😃
ا/ت:😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
شوگا :اییییییییییییییی ا/ت من ضعف کردم از گرسنگی تولوخدا یه چیزی بده من بخورم تو چجوری از بچگی روزه میگرفتی
ا/ت :عه پس اگوستی من داره غیر مستقیم میگه که من توی این مورد ازش بهترم
شوگا :نه نه کی گفتی اصلا من گرسنم نیس
(و در همین حال پروفسور شوگا به ذهنش میرسه که الان ساعت 4 وتا ساعت 8میره میخوابه😂😂)
جیهوپ :ا)/ت اسپیکر من کجاس میخوام اهنگ بزارم یکم برقصم
ا/ت:چی میگی تو الان روزه ای عزیزم اگه بخای برقصی که تشنه میشی نمیتونی ادامه بدی
جیهوپ : عه راس میگی اصلا هواسم نبود هعیییییییی
جونگ کوک :(ایشون جلوی اینه استاده ومیگه) :هعی جونگ کوک این فقط یه روزه سادس تو ز پسش بر میای اره وبلند تر میگه اره بلند تر از قبل میگه ارههه و در اخر داد میزنه و میگه ارههههههه
(و در همین حال ا/ت میاد و میگه) :
ا/ت. ههی مرض اره چه خبرت هی اره اره عه بجای این کارا بیا به من کمک کن برای افطار یه چیزی درست کنم
جونگ کوک :تا الان خودت تو اشپز خونه بودی چیزی نکرذی یعنی (و میدوعه تو اشپز خونه و بعله شیر موز های که ا/ت درس کرده و روی میز گذاشت رو میبینه)
جونگ کوک درحال برداشتن لیوان شیر موز
ا/ت حتی فکرشم نکن کوک تو روزه ای
جونگ کوک اما یکی از پیامبران گفته شیر موز حلاله شیر موز حلاله
ا/ت بعد میشه بفرمایین کی اینو گفته
جونگ کوک : حضرت جونگ کوک گفته
ا/ت😐😐😐😐😐😐
جیمین (داره اروم میره سمت آشپزی خونه و در قابلمه رو بر میداره و تا دست شو میخاد بکنه تو قابلمه تا یگی از دلمه ها رو بر داره که ا/ت یگسر میرسع)
ا/ت :جیمین شییییییییییی
جیمین :ای مرگ ترسیدم تو چته همش عین جن ظاهر میشی مچ منو میگیری
ا/ت این مچ گیری کار منه
جیمین :هعیییییی
تهیونگ :اههه شهید شدم بابا از گرسنگی ا/ت جان جدت یه چیزی بده من بخورم خیلی گرسنمه 9 ساعتو 46 دقیقه و 38ثانیه اس هیچی نخوردم
ا/ت خدا وکیلی حفظ کردی چند ساعته غذا نخوردی
تهیونگ :اره حالا یه چی بده من بخورم دیگه باسه ( بالحن کیوت)
ا/ت :سعی بخود نکن تهیونگ خان کیوت بازی هات رو من اثر نداره
تهیونگ :یااااااا اصلا من اگه نخوام روزه بگیرم کیو باید ببینم
ا/ت :مادر زنتو
تهیونگ :عزیزم اذانو ساعت چند میگن
ا/ت ساعت 8 !
تهیونگ :اها
نامجون :(ایشون 13تا کتاب درمورد ماه رمضان آورده میخواد بخونه که ا/ت میاد تو اتاق)
ا/ت:چیکار میکنی عزیزم
نامجون :میخام کتاب های مخصوص روزه داری رو بخونم
ا/ت:اخه اینم کتاب خوندن داره !!!
نامجون :معلومه که داره اصلا اینو ولش بگو ببینم تا چه ساعتی باید هیچی نخوریم
ا/ت از ساعت صبح تا 8شب عزیزم حالا من میرم کار دارم با کتاب هات خوش باش !
(نامجون رو داریم که بعد از رفتن ا/ت به بیرون اتاق رو کتاب هاش ولو شده😂😂😂)
جین :اخ من قربونت بشم عشق من انقدر تو خوشگلی دلم میخواد همین الان بخورمت🤤
ا/ت:مرسی عشق هندسام من منم خیلی دوست دارم ولی خیلی زیاده روی نمیکنی
جین :کی باتو بود بابا
ا/ت :پس با کی داشتی حرف می زندی😐
جین :با زولبیا ها ببین چقدر خوب درستشون کردم😃😃😃
ا/ت:😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
شوگا :اییییییییییییییی ا/ت من ضعف کردم از گرسنگی تولوخدا یه چیزی بده من بخورم تو چجوری از بچگی روزه میگرفتی
ا/ت :عه پس اگوستی من داره غیر مستقیم میگه که من توی این مورد ازش بهترم
شوگا :نه نه کی گفتی اصلا من گرسنم نیس
(و در همین حال پروفسور شوگا به ذهنش میرسه که الان ساعت 4 وتا ساعت 8میره میخوابه😂😂)
جیهوپ :ا)/ت اسپیکر من کجاس میخوام اهنگ بزارم یکم برقصم
ا/ت:چی میگی تو الان روزه ای عزیزم اگه بخای برقصی که تشنه میشی نمیتونی ادامه بدی
جیهوپ : عه راس میگی اصلا هواسم نبود هعیییییییی
جونگ کوک :(ایشون جلوی اینه استاده ومیگه) :هعی جونگ کوک این فقط یه روزه سادس تو ز پسش بر میای اره وبلند تر میگه اره بلند تر از قبل میگه ارههه و در اخر داد میزنه و میگه ارههههههه
(و در همین حال ا/ت میاد و میگه) :
ا/ت. ههی مرض اره چه خبرت هی اره اره عه بجای این کارا بیا به من کمک کن برای افطار یه چیزی درست کنم
جونگ کوک :تا الان خودت تو اشپز خونه بودی چیزی نکرذی یعنی (و میدوعه تو اشپز خونه و بعله شیر موز های که ا/ت درس کرده و روی میز گذاشت رو میبینه)
جونگ کوک درحال برداشتن لیوان شیر موز
ا/ت حتی فکرشم نکن کوک تو روزه ای
جونگ کوک اما یکی از پیامبران گفته شیر موز حلاله شیر موز حلاله
ا/ت بعد میشه بفرمایین کی اینو گفته
جونگ کوک : حضرت جونگ کوک گفته
ا/ت😐😐😐😐😐😐
جیمین (داره اروم میره سمت آشپزی خونه و در قابلمه رو بر میداره و تا دست شو میخاد بکنه تو قابلمه تا یگی از دلمه ها رو بر داره که ا/ت یگسر میرسع)
ا/ت :جیمین شییییییییییی
جیمین :ای مرگ ترسیدم تو چته همش عین جن ظاهر میشی مچ منو میگیری
ا/ت این مچ گیری کار منه
جیمین :هعیییییی
تهیونگ :اههه شهید شدم بابا از گرسنگی ا/ت جان جدت یه چیزی بده من بخورم خیلی گرسنمه 9 ساعتو 46 دقیقه و 38ثانیه اس هیچی نخوردم
ا/ت خدا وکیلی حفظ کردی چند ساعته غذا نخوردی
تهیونگ :اره حالا یه چی بده من بخورم دیگه باسه ( بالحن کیوت)
ا/ت :سعی بخود نکن تهیونگ خان کیوت بازی هات رو من اثر نداره
تهیونگ :یااااااا اصلا من اگه نخوام روزه بگیرم کیو باید ببینم
ا/ت :مادر زنتو
تهیونگ :عزیزم اذانو ساعت چند میگن
ا/ت ساعت 8 !
تهیونگ :اها
- ۳۴۹
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط