السلام علیک یا فاطمه الزهرا

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

حادثه که هیچوقت خبر نمی کند. یک روز می شنوی صدای مهیبی از سوی حیاط برخاست
.
صدای شکستن در که می آید، هول می کند دخترک! این تازه اول راه است
.
غریبی که شاخ و دم ندارد، یک روز می بینی در خانه ات را همراه دست و پهلوی همسرت شکستند و حیات را از قلب طفل معصومت گرفتند
.
شکسته های دل حسن را، علی بند خاهد زد و موی پریشان زینب را حسین، شانه می زند
.
به نجار هم سفارش ساخت یک در دیگر می شود داد. بازار زرگران پر است از گواشواره های قیمتی و نو. اصلن خوب شد که گم شد. «عدو شود سبب خیر». آخر بهانه ای پیدا نمی شد که به گوشواره ای تازه راضی شوی
.
غصه این چادر خاکی را هم نخور. به خیاط سپرده که چادری برازنده وقار فاطمی ات بدوزد
...
اما، این خاک ها را چه کسی از روی جامه های ابوتراب، خواهد زدود. دست روی دست نگذار. سهمش از این دنیا مگر چه بود؟ قرار دل و گیرایی دستانت، که در شکستگی ها، پهلوی او بود. که همان ها را هم برای خاطر غریبش، زیاد می دیدند. نوای خطبه چه حزین است. آه... این پیشانی چقدر خط خطی شده. چه کسی گره های ابروان علی را از هم وا کند..؟ دست هایم کو؟ چه کسی باز صدا زد؛ زهرا...؟!

نويسنده سید محمد رضی زاده
دیدگاه ها (۲۴)

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود:امت من چهار گروه هستند...

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَ...

روز شهادت حضرت زهرا (س) یکی خدمت آیت الله بهجت عرض کرد : آقا...

ﺍﻥ ﺷﺎﺍ... ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪﻧﻮﺷﺖ؛ "ﺗﻌﻄﻴﻞ=ﺭﻭﺯﻇﻬﻮﺭ ﻣﻬﺪﯼ ﻓﺎﻃﻤ...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۲«رازِ وارث»صدای قدم‌های مرد ناشناس د...

پارت اول

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۴«شلیک در تاریکی» 🔫🌧️صدای شلیک هنوز ت...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط