پارت سوم

پارت سوم🔮
از آسمون رعد و برقی زد و به مری بر خورد کرد . ثانیه ای همه جا روشن شد و پرتو های درخشانی دور گردن مری حلقه زدند. و حلقه از گردنش افتاد⚡🔮
مراسم تموم شد و پیر مرد عصایش را به مری داد.
عصا تغییر شکل داد و تبدیل به یک گوی کهکشانی شد خیلی زیبا و خیره کننده بود.🔮
برای این که مری هنوز کوچک بود و نمی‌توانست این حجم از قدرت را تحمل کند پدرش نیمی از جادوی او را به چوب دستی منتقل کرد.✨
ولی عصا برای این که به قدرت کامل برسه هنوز یک کریستال را کم داشت❗
کریستال سیاه🌀🌑
اگر مری این کریستال را به دست می‌آورد تبدیل به یک الاهه می‌شد.🔮
همان کریستالی که ملکه الیزابت پی در پی به دنبالش است.
پیر مرد بیشتر توضیح داد:
من اون کریستال رو بین بعد های مختلف تکه تکه کردن تا به دستش نرسه چون او برگزیده برای تاج و تخت نیست و تنها باید یک الاهه این وظیفه را قبول کند.
مری:وووووووواوووووو
چند روز بعد پیر مرد مرد.(خیلی. پیر بود🥲)
خب معلوم بود که شخص برگزیده برای تاج و تخت مری بود✨🔮
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴✨خب حالا دیگه مری ۱۴ جادو داشت✨(جادو معنی همون سال رو ...

راستی بچه ها میخوام زمان بیشتری بهتون بدم

پارت دوم🔮روزی پیر مردی برای کشف کریستال های بیشتر و ما سال ب...

میخوام داستانم رو باهاتون به اشتراک بزارم اگه خوشتون اومد بگید پارت بعدی هم بزارم🔥🔮😍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط