چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟
چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟
چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟
چقدر درّه بمانم به قلّه خوش باشم؟
به پاے دامنهها از سقوط بنویسم؟
چقدر دست من از پا درازتر باشد؟
براے آمدنت هے قنوت بنویسم؟
چه مےشود که بیایے و شعرهایم را
به خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟
و یا به جوهرےاز رنگ سیب روےلبت
دو آیه از لب خود، از هبوط بنویسم
به جاے بودن و ماندن، به جاے آغوشت
نصیب من شده از جستجوت بنویسم
ﻧﯿﺎﻣﺪے ﻭ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﻡ
قطار میےرود و من به سوت بنویسم …
چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟
چقدر درّه بمانم به قلّه خوش باشم؟
به پاے دامنهها از سقوط بنویسم؟
چقدر دست من از پا درازتر باشد؟
براے آمدنت هے قنوت بنویسم؟
چه مےشود که بیایے و شعرهایم را
به خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟
و یا به جوهرےاز رنگ سیب روےلبت
دو آیه از لب خود، از هبوط بنویسم
به جاے بودن و ماندن، به جاے آغوشت
نصیب من شده از جستجوت بنویسم
ﻧﯿﺎﻣﺪے ﻭ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﻡ
قطار میےرود و من به سوت بنویسم …
- ۶۲۹
- ۰۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط