چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟

چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟
چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟

چقدر درّه بمانم به قلّه خوش باشم؟
به پاے دامنه‌ها از سقوط بنویسم؟

چقدر دست من از پا درازتر باشد؟
براے آمدنت هے قنوت بنویسم؟

چه مے‌شود که بیایے و شعرهایم را
به خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟

و یا به جوهرےاز رنگ سیب روےلبت
دو آیه از لب خود، از هبوط بنویسم

به جاے بودن و ماندن، به جاے آغوشت
نصیب من شده از جستجوت بنویسم

ﻧﯿﺎﻣﺪے ﻭ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﻡ
قطار میےرود و من به سوت بنویسم …
دیدگاه ها (۱)

دلم که هواے بودنت میکندمےآیم اینجا....ﺑﺮﺍے ﺗﻮ ...!ﻣےﻧﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ...

شاید فردایےدور دورتر از تمامے باورهااحساس را نفس بکشمشاید سک...

‌میانِ لباسهاے آویزانروے بندِ رختچشمهاے زنے پیداست که تمام ز...

ما کسے را نداشتیم برایش گریه کنیم به خیابان زدیمکسے را پیدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط