پـدر بــزرگ مُــرد...

پـدر بــزرگ مُــرد...

از بس سیگار می کشید!

مادر بزرگ ساعت زنجیر دار او
را به من بخشید...

بعد ها که ساعت خراب شد
ساعت ساز عکس کسی را به
من داد که در صفحه
پشتی ساعت مخفی شـده بود!

دختری که شبیه
جوانی مادر بزرگ نبود!

پیـرمـرد چقدر سیـگار میکشیـد...
دیدگاه ها (۱)

‏ عشـــق یعنـــی . . .دوست داشتــن بی علـــت . . .بوسه یــهـ...

مـــن همـــون دخترے ام ڪمامانـــت میکوبـہ تـو ســرت میگـه ای...

هــمــان صِــفــــربـاش!!هــمــان دایــــره ســـادهو خــــال...

⇨Nazareton⇦ baram moheme...com please....!!!シ

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهشتم | فرارشیشه‌ها خرد شدند.جونگکوک فور...

p⁴My Crazy Boyfriend continue... .---چند لحظه به آن خیره مان...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وچهارم 𓆪 🖤🥀صدای قفل شدن در، در اتاق پیچید...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۰سامان در آستانه‌ی در ایستاده بو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت چهل‌وششم 𓆪 🖤🥀اتاق در سکوت فرو رفته بود.اسما ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۵ | اولین اعتمادچراغ‌ها هنوز خام...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط