مهر داغ لبانت را!!
مهر داغ لبانت را!!
تکیه بر جای جای پیراهنت را
زل به نگاه مهربانت را.......
سنگ صبوری دوران حبست را
به هزاران روز انتظار،پشت این پنجره های خالی از تو!!
خواهم بخشید.......
من به لحظه خنده ات،جهان آرامشت
وای که به لحن صدایت محتاجم!!
تو هرگز نخواهی فهمید
رنج این دورانم را........
حسرت داشتنت شبیه تلی از
خاکستر
هی داغدارم میکند،می سوزاندم
پر اشک میشوم،،انگار این درد تمام نمیشود!!
چای داغیست به لبم
سرد نمی شود!!
در این گیرو دار گذر ثانیه ها
در این لعنتی های درد آور
من فقط به این می اندیشم!!
آنگاه که آمدی........
چگونه تار نشود نگاهم
خوب ببینمت
وقتی از شادی آمدنت به زمین
به پهنای این سرزمین.........
اشک شوق میریزم..!!
تکیه بر جای جای پیراهنت را
زل به نگاه مهربانت را.......
سنگ صبوری دوران حبست را
به هزاران روز انتظار،پشت این پنجره های خالی از تو!!
خواهم بخشید.......
من به لحظه خنده ات،جهان آرامشت
وای که به لحن صدایت محتاجم!!
تو هرگز نخواهی فهمید
رنج این دورانم را........
حسرت داشتنت شبیه تلی از
خاکستر
هی داغدارم میکند،می سوزاندم
پر اشک میشوم،،انگار این درد تمام نمیشود!!
چای داغیست به لبم
سرد نمی شود!!
در این گیرو دار گذر ثانیه ها
در این لعنتی های درد آور
من فقط به این می اندیشم!!
آنگاه که آمدی........
چگونه تار نشود نگاهم
خوب ببینمت
وقتی از شادی آمدنت به زمین
به پهنای این سرزمین.........
اشک شوق میریزم..!!
- ۲.۰k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط