PART

PART(۱۶)
یونگی: ا/ت تو باید عمل کنی
ا/ت: چ......چی؟ عمل برای ...چی؟(ترسیده)
یونگی: ببین عزیزم آروم باش خوب تو باید پات رو عمل کنی وگرنه اوضاعش بدتر میشه
ا/ت: نه نه..... امکان نداره‌....من عمل نمیکنم....پام خودش خوب میشه...اره(ترسیده و با لکنت)
یونگی: ا/ت نمیشه تو باید عمل کنی نمیتونی که تا اخر عمرت همینجوری روی تخت بمونی
ا/ت: نه یونگی من عمل نمیکنم خودت هم میدونی چقدر از اتاق عمل میترسم پس ول کن
یونگی: نمیشه ا/ت نمیشه بفهم من نگرانتم نمیخوام که هر روز ببینم که تو داری روی این تخت درازی و درد میکشی من نمیخوام که تو درد بکشی و همش روی این تخت بمونی مکه تو خودت نمیخوای راه بری؟
ا/ت: چرا ولی..... من از اتاق عمل میترسم نمیخوام برم توش(با بغض)
یونگی: ا/ت منو ببین ترسی نداره خوب اروم باش تو فقط میخوابی و وقتی که بیدار شدی همچی تموم شده باشه؟
ا/ت: ب....ااا...شه (بغض)
یونگی: یاااا بغض نکن دیگه ( ا/ت رو بغل کرد)

بچها از این به بعد ا/ت میشه یوری
دیدگاه ها (۰)

PART(۱۷)یوری: بعد از اینکه یونگی باهام حرف زد گفت که امروز ع...

پارت اخریونگی: بالاخره یوری رفت اتاق عمل و ما منتظر موندیم ت...

PART(۱۵)پرش زمانی به یک هفته بعد:یونگی: یک هفته از مرخص شدن ...

PART(۱۴)گفت: تو چرا مراقب نیستی؟ مگه چیکار کردی که اینطوری ش...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط