آمده ام ببینمت، گریه امان نمی دهد

آمده ام ببینمت، گریه امان نمی دهد
چشم به چشم تو شوم، حیا توان نمی دهد

آمده ام بگویمت، درد،، زبان نمی دهد
حرف زیاد دارم و بغض زمان نمی دهد

آمده ام ببوسمت شرم نشان نمی دهد
در عجبم که روح من ز شوق جان نمی دهد

پر شدم از تو سر روم، بس که تو را خواسته ام
اسب مراد را ببین، به من عنان نمی دهد

فرصت بوسه و کنار، ترسم به پایان برسد
لعنت به دنیایی که شانس به عاشقان نمی دهد
دیدگاه ها (۱)

בلـــَم گرفتــﮧ…از همــﮧ ی بــی تفآوتــی هآ…از همــﮧ فــَرآم...

اگر دری میان ما بودمی‌کوفتم درهم می‌کوفتماگر میان...

ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻥ ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﻩﮐﺠﺎﯾﯽ؟...

ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻫﺎ ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ...ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط