شدیم شبیه همون معتاد که میخواد یه شبه ترک کنه

شُدیم شَبیهِ هَمون مُعتادِ‌ که می‌خواد یه شَبه تَرک کنه،
بی دَوا، بی دَرمون، یکسَره، ناگَهانی و باالجبار!
یِهو می‌بینی یه هَفته غِیب می‌شیم، خُماریِ نَدیدَنِ چِشاتو می‌کِشیم تا بشه یادِمون بره اون کَهکِشانِ راهِ شیری رو...💛
امّا چه فایده، زورِ دَردِ خُماری بیشتَر از این حَرفاست؛
اونقَدر زیاد که مآ رو بِکشونه سَمتت،
بِگیم این آخرین باره که می‌زاریم دِل، تَنگِش شه...
تَفریحی می‌زَنیم غَماشو،
پاییز بُلنده وَ وَقت زیاد بَرایِ فَراموش کَردنِش، چیزی نمی‌شه حالا ...
وَلی می‌شه،
دیر می‌شه،
تا چُرتِمون بِبَره شَب شُده، مُعتاد می‌شیم باز، مُعتادِ اون چِشماش ...💛🌱"








《وَصلِ تو كُجآ و مَنِ مَهجور كُجآ؟!♥🌱"》


#آناهیتا
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

مادَربُزرگَم هَمیشه میگه :[«اگه ‌دِلِت پُر بود از آدَما ،بُر...

‹- پاهام تاوَل زَده بَس که هَمه کوچه،خیابونایِ شَهرو گَشتَم ...

بیگانه ماندی و نَشُدی آشنا تو هَمبیچاره مَن! اَگر نَشناسی مَ...

احساسِ کودَکی را دارَم ,که موقع یارکِشی;هیچکَس بَرایِ بازی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط