جمعه ها را باید سکوت کرد

جمعه ها را باید سکوت کرد
شعر نوشت
و باران را نوازش کرد...

خطی از بغض های نوازش یاس را
نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک...

و به پاس تمام نبودنها
شمارش ثانیه های سکوت را
بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد ...

و اینگونه غروب کرد
بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها...

@oborelahzeha
دیدگاه ها (۵)

عشق را دنیا به نام ما نوشت عاشقم من، عاشق این سرنوشت در کنار...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

گوش کن حرف دلم را عسلم، شیرینم مثل یک کاسه ی زهرم چه کنم؟ من...

یک جمعه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالید...

رمان تهیونگ و جنی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

قفس سفید مخملی

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

p29

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

تکاپو پارت 95:عصر🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند دقیقه بعد...گوشی دیمیتریوس رو...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط