مادرم درحرمت بین دعاگفت: حسین

مادرم درحرمت بین دعاگفت: حسین

پدرم وقت زیارت به خداگفت: حسین

یک نفردرپس دیواربقیع گفت: حسن

دیگری درحرم کرب وبلا گفت: حسین

تربتت گردد شفا و تو طبیب جانها

شاه هستی وببین بازگداگفت: حسین

نوکری که به دلش داغ زیارت ماندو

ناامید از همه وازهمه جاگفت: حسین

نوکری که به غم عشق توبیمار شدو

بین آن روضه به امیدشفاگفت: حسین

و همان کس که دگر بار سفر را بسته

باتعجب پدرش گفت:کجا گفت: حسین

صحن سقا، حرم عشق، دم شش گوشه

زیر آن قبه ودر شور و نوا گفت: حسین

وهمان کس که کنارحرمت جان دادو

وهمان تک نفس خاتمه راگفت: حسین

شب اول قبرش که رسید اربابش

نوکرایستادوبه اوگفت شما!گفت:حسین



دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است . . .
به
السلام علیک یا ابا عبدالله
__________________
دیدگاه ها (۲)

ﺟﺎﻥ ﻫﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﯼ ﻟﺐﻋﻄﺸﺎﻥ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪﻣﺎ...

اوقات خوشم ساعت سینه زدنم بود..آثار کبودی همه روی بدنم بود.....

جانم حسین (ع)نوکری شغل شریفی است، به شرط آنکه ...

گدای او شدن ' زشتی ندارد حساب او سرانگشتی ندارد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط